قهرمان ميرزا عين السلطنه

3452

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

فرار سپهدار اعظم برويم سر روزنامه‌جات ناشر افكار دمكرات . با برودت تام تمامى فرار سپهدار اعظم را نقل مىكند و ابدا وقعى به اين پدر ايرانيان نمىگذارد و ميل رجعت او را هيچ ندارد . از مقاله‌اى كه در اول روزنامه مىنويسد معلوم مىشود ما بين هيئت ائتلاف پارلمانى هم نقارى بوده و كابينه هم اندكى متزلزل كه بعد از چند مجلس در حضور نايب السلطنه باز الفتى ما بين اكثريت دست مىدهد و كابينه مستقر مىشود كه ناگهان سپهدار اعظم رئيس الوزرا بدون هيچ مقدمه و عنوان و بدون هيچ دليل ظاهرى غفلة براى پشت‌پا زدن به مملكت به طرف شمال رهسپار مىشود . روز بعد ساعد الدوله استعفاى كتبى سپهدار اعظم را تقديم و الا حضرت نايب السلطنه مىكند . « ايران نو » مىنويسد ما از اول عدم اطمينان خود را نسبت به كابينهء سپهدار اعظم اظهار نموده بوديم . پيوسته از افعال كابينه در وحشت بوديم و عمده تزلزل و وحشت ما هم راجع به اصول مشروطيت و استقلال مملكت بود از تضييقاتى كه كابينه از براى ما فراهم مىآورد ، تمام دنيا مستحضر و از كيفيات آن متنفر بودند . سالار الدوله ، شجاع الدوله آمدن سالار الدوله را تا نزديك مراغه مىنويسد . تلگرافى هم از شاهزاده به حاكم مياندوآب شده ذكر مىكند ، لكن مىنويسد شجاع الدوله حاجى صمد خان با دو سه هزار سوار براى جلوگيرى رفته . اما اين صمد خان همان صمد خان است كه او را كاملا مىشناسيم و در روزنامهء گذشته خود معرفى كامل از او شده حركت و سكون ، جنگ و صلح و همه‌چيز او بسته به بطرى عرق است ، « حكم آن‌كه تو فرمائى رأى آنچه تو انديشى » . وضع سبزوار - حرفهاى رشيد السلطان از رشيد السلطان هم در تحت عنوان مكتوب نيشابور شرح مفصلى مىنويسد كه رشيد السلطان از هنگام خروج از شاهرود تا ورود سبزوار تمام را چاپيده . از يك ده من‌جمله هفت هزار تومان گرفته . تمام اهالى به كوهها فرار كرده‌اند . ورود سبزوار مردم استقبال كرده او را مجللا وارد مىكنند . ميرزا حسن مجتهد و حكومت با او همراهى دارند . مبلغى حوالهء ادارهء نمك و ماليه و ترياك مىكنند ، قدرى مىدهند و بعد راسا فرار مىكنند . از پليسها اسلحه را گرفته رئيس پليس را حبس كرده كه به دار بزنند . هنگام ورود